OptiCap Analytics: نرم افزار محاسبه ظرفیت و زمان سیکل تولید
در مدیریت عملیات مدرن، یکی از مشکلات میان برنامهریزی روی کاغذ و واقعیت خط تولید، عدم دقت در محاسبهی ظرفیت واقعی و نادیده گرفتن نوسانات (Variability) است. بسیاری از سازمانها، علیرغم داشتن سیستمهای پیشرفته، همچنان با چالشهای مزمن برنامهریزی دستوپنجه نرم میکنند.
این چالشها اغلب ریشه در این واقعیت دارند که مدلهای برنامهریزی اولیه، بر پایهی فرضهای ایدهآل بنا شدهاند؛ برای مثال، در تئوری MRP (Material Requirements Planning)، فرض بر این است که مواد اولیه در زمان مناسب و به تعداد دقیق مورد نیاز به خط تولید میرسند و هر آنچه برنامه ریزی شده تولید می شود (ظرفیت تولید نامحدود در نظر گرفته میشود)، که این مدل تئوریک، به دلیل پیچیدگیهای دنیای واقعی، اغلب منجر به انحراف از برنامه میشود. در حالی که واقعیت خط تولید، دنیایی از نوسانات، تأخیرهای تأمین، محدودیتهای ظرفیتی و عدم قطعیت است.
OptiCap Analytics با درک عمیق از این شکاف، با بهرهگیری از مفاهیم نوین مدیریت عملیات تولید، ابزاری تخصصی برای تحلیل دقیق ظرفیت و مهندسی زمانهای واقعی تولید است. این نرمافزار به عنوان یک واحد تحلیل هوشمند، به سیستمهای برنامهریزی موجود شما (مانند ERP یا MRP) دقت و قابلیت اطمینان میبخشد؛ چه در ساختار تولید فشاری (Push) و چه در محیطهای تولید کششی (Pull).
چرا تحلیلهای سنتی در مواجهه با واقعیت تولید شکست میخورند؟
بسیاری از سیستمهای برنامهریزی تولید، برای برآورد ظرفیت و زمانبندی، بر پایه میانگینهای تئوریک و مقادیر ثابت بنا شدهاند. این نگاه ایستا به تولید، در محیطهای پویا و غیرقابل پیشبینی امروز، شکافی میان برنامه روی کاغذ و عملکرد در کف کارخانه ایجاد میکند. OptiCap Analytics دقیقاً برای پر کردن این شکاف طراحی شده است؛ این ابزار با ارائه تحلیلهای دقیق از ظرفیت عملیاتی و زمان سیکل، مبنای دادهمحور و مطمئنی را در اختیار مدیران قرار میدهد تا برنامهریزی تولید بر پایه واقعیتهای جاری خط باشد، نه فرضیات خوشبینانه.
چالشهایی که ناشی از نگاه قدیمی تر است و OptiCap Analytics با تحلیل خود آنها را برطرف میکند، عبارتند از:
۱. نادیده گرفتن واریانسهای واقعی ظرفیت
بسیاری از سیستمهای فعلی، ظرفیت ایستگاههای کاری را بر اساس نرخهای اسمی (Nominal Rates) مدلسازی میکنند. این رویکرد، اگرچه در محاسبات ساده کارآمد است، اما واقعیتهای عملیاتی نظیر واریانسهای زمانی مانند خرابیهای ناگهانی تجهیزات، توقفات کیفی یا افتوخیزهای راندمان در طول شیفت را نادیده میگیرد. در نتیجه، برنامههایی که بر این پایه تدوین میشوند، در عمل فاقد دقت لازم بوده و با چالشهای اجرایی مداوم مواجه میگردند.
۲. تحلیل ناکافی زمانهای تحویل و پدیدهی اصلاح مکرر برنامه تولید (System Nervousness)
در رویکردهای کلاسیک برنامهریزی (مانند MRP)، زمانهای تحویل یا پردازش اقلام از طرف تأمین کنندگان اغلب به صورت مقادیر ثابت (میانگین) تعریف میشوند. این روش، واریانسهای واقعی در زمان تأمین یا نوسانات عملکرد داخلی را لحاظ نمیکند. بروز کوچکترین انحراف از این زمانهای ثابت، سیستم را وادار به اصلاحات مکرر در برنامه میکند (پدیدهی Nervousness). این تغییرات مداوم، اعتماد تیم تولید به کل سیستم برنامهریزی را از بین برده و فرآیند را در چرخهای معیوب از تغییر اولویتهای لحظهای گرفتار میکند.
۳. انباشت کنترلنشدهی موجودی (WIP Explosion)
در مدلهای تولید فشاری (Push) که هدف، اجرای دقیق برنامه است، چنانچه ظرفیت واقعی و نوسانات زمانی خط تولید به درستی در محاسبات لحاظ نشود، کارخانه به سرعت با انباشت حجم زیادی از موجودی (WIP) مواجه میشود. این انباشت، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین نگهداری و اشغال فضای تولیدی، مشکلات کیفی را پنهان کرده و بهرهوری کلی سیستم را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
نقش OptiCap Analytics: ابزار تحلیلگر ظرفیت و زمان سیکل تولید
OptiCap Analytics جایگزین کل فرآیند برنامهریزی تولید نیست؛ بلکه یک واحد تحلیل تخصصی و مهندسیشده است که با ارائه دادههای دقیق از ظرفیت عملیاتی واقعی، برنامهریزان را قادر میسازد تا از حدس و گمان به سوی محاسبات مبتنی بر واقعیت حرکت کنند.
۱. تحلیل دقیق ظرفیت و زمان سیکل (Capacity & Cycle Time Analysis)
بهجای اتکا به ظرفیتهای تئوریک و اسمی که در بخش قبل به ناکارآمدی آنها اشاره شد، OptiCap با تحلیل دادههای واقعی و در نظر گرفتن نوسانات خط تولید، ظرفیت عملیاتی و زمان سیکل تولید برای هر محصول را با دقت محاسبه و نمایش میدهد. این یعنی شما میتوانید با اطمینان بیشتری بدانید یک خط تولید در شرایط نزدیک به واقعی، چه میزان توان پاسخگویی به سفارشهای جدید را دارد و زمان سیکل هر محصول در عمل چگونه رفتار میکند.
۲. مهندسی زمان تحویل (Lead Time Engineering)
در حالی که زمان تحویل (Lead Time) در سیستمهای سنتی اغلب یک عدد اسمی و ثابت است، OptiCap با در نظر گرفتن واریانسهای عملکرد ایستگاههای کاری، اثر تأخیرهای احتمالی و نوسانات واقعی تولید، محاسبهی زمان تحویل محصول را از یک پیشبینی ساده به یک محاسبهی مهندسیشده و قابل اتکا تبدیل میکند.
۳. مدیریت هوشمند تعامل ظرفیت، زمان و موجودی (Inventory-Time-Capacity Interaction)
این نرمافزار به شما نشان میدهد که چگونه تغییر در سطح موجودی (WIP)، مستقیماً بر ظرفیت عملیاتی و زمان سیکل اثر میگذارد. با درک و کنترل این تعاملات، شما نه تنها هزینههای نگهداری WIP را کاهش میدهید، بلکه جریان تولید را هموار کرده و محیطی فراهم میکنید که در آن کنترل کیفیت آسانتر و شناسایی زودهنگام گلوگاهها سریعتر است.
۴. ارتقای دقت در برنامهریزیهای نهایی (Stabilizing MRP/ERP Inputs)
با خروجیهای دقیق و واقعبینانهی OptiCap، برنامهریزان میتوانند ورودیهای سیستمهای ERP یا MRP خود را با اطمینان بیشتری تنظیم کنند. این رویکرد منجر به:
- کاهش انحراف از برنامه: شکاف میان آنچه در برنامه (روی کاغذ) دیده میشود و آنچه در خط تولید اتفاق میافتد، به حداقل میرسد.
- کاهش اصلاحات مکرر برنامه: با در نظر گرفتن نوسانات واقعی، نیاز به تغییرات ناگهانی و مکرر در برنامه تولید که باعث اختلال و کاهش بهرهوری میشود، تا حد زیادی کاهش مییابد.
- بهبود سطح خدمات (Service Level): تحویل محصولات به مشتری در موعد مقرر، بدون نیاز به نگهداری ذخایر اطمینان (Safety Stock) بیش از حد، امکانپذیر میشود.
یک قیاس برای درک بهتر
همانطور که یک مرکز کنترل ترافیک هوایی در شرایط شلوغ، تنها با مدیریت دقیق زمان برخاست و فرود و در نظر گرفتن شرایط جوی، از برخورد هواپیماها یا تأخیرهای زنجیرهای جلوگیری میکند، OptiCap Analytics نیز با مدیریت هوشمند “اجازه برای تولید” بر اساس ظرفیت واقعی، از انباشت بیرویه WIP، بینظمی در برنامه و بحرانهای عملیاتی جلوگیری میکند.
قلب تپندهی OptiCap، درک رابطهی ریاضی میان مؤلفه های موجودی (کار در جریان ساخت)، زمان سیکل و تون عملیاتی است. ظرفیت حد بالایی توان عملیات تولیدی است. توان عملیاتی یک نرخ است و برای مثال به صورت تعداد/ ساعت بیان می شود.
چرا این 3 مولفه را به عنوان اصلی در نظر گرفتیم؟ همه شرکت های تولیدی برای همگام سازی بین تولید و تقاضا در حضور تغییرات تصادفی، سه گزینه بیشتر ندارند یا باید موجودی بیشتری در انبار ذخیره کنند یا اگر جواب نداد کمی مشتریان را منتظر نگه داشته تا محصول تکمیل شود و یا در نهایت ظرفیت تولید را افزایش دهند (راه پرهزینه است). در نتیجه موجودی، ظرفیت و زمان به عنوان 3 بافر اصلی معرفی می شوند. این 3 بافر با همدیگر رابطه دارند و اینطوری نیست که هر کدام را بخواهیم برایش جداگانه تصمیم بگیریم.
قانون لیتل این ارتباط را توضیح می دهد.:
کار در جریان ساخت (WIP) = زمان سیکل تولید (cycle time) * توان عملیاتی (throughput)
نکته مهم این است که موجودی (کار در جریان ساخت) به عنوان متغیر مستقل است و ظرفیت و زمان سیکل تولید به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته می شوند. حالا ما به دنبال پیدا کردن ظرفیت و توان عملیاتی هستیم که با تقسیم موجودی بر زمان سیکل بدست می آید. بنابراین باید قبل از استفاده از این نرم افزار باید برای هر محصول مدت زمان فرآیند در هر ایستگاه کاری را ثبت و آماده داشته باشید.
برای مثال شما تولید کننده ماشین آلات و تجهیزات صنعتی هستید. خط تولید شما (بر حسب نوع دستگاه) دارای ایستگاه های کاری از جمله واحد ریخته گری، ورقکاری، جوشکاری، ماشین کاری، رنگ، عملیات حرارتی، مونتاژ مکانیکی و مونتاژ الکترونیکی می باشد.
باید برای هر محصول نهایی (End Item) زمانسنجی کرده باشید که برای ساخت هر دستگاه، در هر ایستگاه کاری چقدر زمان صرف می شود. این زمانسنجی باید شامل همه زمانها از جمله راه اندازی، فرآیند و.. باشد و معمولاً به صورت متوسط ثبت می شود.
1- نصب و فعال سازی: همراه با خرید این محصول، یک شماره لایسنس نیز دریافت خواهید کرد و با وارد کردن این لایسنس نرم افزار فعال و آماده برای انجام محاسبات خواهد بود. نصب هم که با دنبال کردن چند مرحله بسیار ساده انجام می شود.
2- وارد کردن اطلاعات: در پنجره اصلی و برای محصول مورد نظر، در قسمت (Number of Workstations) تعداد ایستگاه های کاری که برای ساخت این محصول مورد نیاز است را وارد کنید. برای مثال فرض کنید یک محصول در چهار ایستگاه کاری تکمیل می شود و بنابراین در این قسمت عدد 4 را وارد می کنیم.
در قسمت (Processing Times) مشخص کنید که زمان تکمیل محصول در هر ایستگاه کاری چقدر است. این زمان بهتر است بر حسب ساعت باشد (البته بر حسب نیاز می توانید روز و یا دقیقه را انتخاب نمایید) . بین هر زمان را با علامت کاما جدا کنید. برای مثال گفته شده، فرض کنید محصول ما در هر ایستگاه کاری به 2 ساعت زمان برای تکمیل نیاز دارد. بنابراین در این قسمت این زمان ها را به صورت 2,2,2,2 وارد می کنیم.
قسمت (Constant Coefficient) مربوط به واریانس زمان سیکل تولید شما است. اگر واریانس زمان سیکل تولید شما زیاد باشد یعنی خط تولید شما دارای توقف های خواسته یا ناخواسته و تصادفی زیادی است این ضریب بین 1 و 2 خواهد بود. بر عکس اگر شرکت شما یک خط تولید همواری دارد و دوباره کاری، مشکلات کیفی، خرابی ماشین آلات و سایر توقف های تصادفی کمی دارد در اینصورت این ضریب کمتر از 1 می باشد. برای شروع عدد 1 را وارد کنید (پیش فرض عدد 1 می باشد). دکمه (Run Analysis) را کلیک کنید. پس از تکمیل محاسبات خروجی به دو صورت جدول و نمودار نشان داده می شود.
شکل 1- تصویری از محیط کاربری نرم افزار (جهت بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید)
شکل 2- تصویر نرم افزار به همراه خروجی آن
3-تحلیل نتایج: همانطور که در توضیحات قبلی گقته شد هدف اصلی این نرم افزار این است که به شما بگوید ظرفیت خط شما برای تولید هر محصول چقدر است و توان عملیاتی مناسب چه مقداری می تواند باشد و این تعداد چقدر زمان می برد. برای این منظور وقتی تعداد و زمان سیکل را برای هر ایستگاه وارد می کنید، نرم افزار از یک محصول (WIP) شروع به تولید کرده و مجموع زمان سیکل و توان عملیاتی را محاسبه می کند.
در هر تکرار یک واحد به مقدار موجودی (WIP) اضافه می کند و دوباره مجوع زمان سیکل تولید و توان عملیاتی را بدست می آورد و این کار را تا تاجایی ادامه می دهد که با افزایش (WIP) دیگر به توان عملیاتی اضافه نشده و ثابت می ماند. و این همان ظرفیت خط برای تولید محصول است.
شکل 3- ظرفیت خط تولید برای مثال گفته شده
برای درک بهتر نتایج ابتدا به دو مفهوم ظرفیت (Capacity) و توان عملیاتی (Throughput) توجه داشته باشید. طبق تعریف، ظرفیت حد بالایی توان عملیاتی است که توسط نرم افزار محاسبه و برابر آخرین داده در جدول است. جهت نمایش بهتر، به همراه زمان سیکل در ستون مربوط به ظرفیت نشان داده می شود (شکل 3).
برای مثال حاضر، ظرفیت خط برابر 38 واحد است و 82 ساعت زمان می برد. با این میزان موجودی، از 92/60 درصد از ظرفیت خط (Utilization) استفاده شده است. اما سوال این است که آیا این مقدار، ملاک مناسبی جهت برنامه ریزی است؟ برای پاسخ، به نمودار زمان سیکل در مقابل نرخ استفاده از ظرفیت (شکل 4) که خروجی نرم افزار است نگاه کنید.
شکل 4- نمودار زمان سیکل در مقابل نرخ بهره برداری از ظرفیت خط تولید
رابطه زمان سیکل با نرخ استفاده از ظرفیت، تا 80 درصد تقریبا خطی است اما از این مقدار به بعد به صورت نمایی شروع به زیاد می کند. ممکن است برای برخی از شرکت های تولیدی نرخ 92/60 مطلوب باشد اما به عنوان یک قاعده تصمیم گیری توان عملکرد همیشه باید کمتر از ظرفیت باشد تا زمان سیکل افزایش شدیدی نداشته باشد و محصول یا قطعه مورد نظر سریع از خط تولید خارج شود.
مطابق این تحلیل، WIP برابر 12 تا نزدیک 15 واحد بهترین مقدار برای تولید است. در مقدار 12 واحد، از 80 درصد ظرفیت خط (Utilization) استفاده شده است که عدد مطلوبی است. با افزایش موجودی به توان عملیاتی شما اضافه نمی شود و در عوض با شلوغ کردن خط تولید و تشکیل صف، زمان سیکل تولید افزایش می یابد. رابطه زمان سیکل تولید با مقدار WIP همیشه خطی و رابطه بین زمان سیکل با نرخ بهره برداری از ظرفیت از یک مقدار به بعد به صورت نمایی است.
شکل 5- نمودار خروجی نرم افزار براساس ضریب ثابت 1
مهارت مهم در مدیریت تولید، پیدا کردن یک عدد مناسب مابین موجودی، زمان سیکل و ظرفیت است. اگر بدون داشتن همچین تصویری بخواهید جداگانه برای هر یک از این 3 مولفه تصمیم بگیرید آنوقت اثر منفی آن را در دو متغیر دیگر مشاهده خواهید کرد. برای مثال فرض کنید بخواهید موجودی و در نتیجه کار درجریان ساخت را کاهش بدهید. کاهش موجودی در حالیکه ظرفیت تولید بالایی هم ندارید منجر به کاهش توان عملیاتی شما خواهد شد برای مثال فوق کاهش کار در جریان ساخت به کمتر از 12 واحد یعنی از دست دادن توان عملیاتی و درنتیجه درآمد.
حالت بر عکس را هم می توان در نظر گرفت حتماً با مفهوم اقتصاد به مقیاس (Economies of scale) آشنا هستید. این تئوری می گوید با افزایش در تعداد محصولات، هزینه ثابت بین تعداد زیادی از محصول تقسیم شده و در نتیجه هزینه کل کاهش می یابد. زمانی این تئوری در عمل مفید است که در چارچوب توان عملیاتی ما باشد.
(البته در حال حاضر اصطلاح Minimum efficient scale که به اختصار MES نامیده می شود مفهوم دقیق تری است و طبق تعریف عبارت است حجم تولیدی که در آن نقطه، هزینه متوسط حداقل می باشد. از آنجائیکه هزینه ها در بلند مدت متغیر و نه ثابت در نظرگرفته می شود، تولید زیادتر برای بسیاری از صنایع، منجر به کاهش هزینه ها نخواهد شد. خواننده محترم می تواند با جستجوی کلید واژه اطلاعات بیشتری کسب نماید).
اما بهرحال فرض کنید مدیریت تصمیم بگیرد بجای 12 واحد، 38 واحد تولید کند و موجودی بیشتری وارد خط کرده و در حقیقت با حداکثر ظرفیت کارکند، در اینصورت چه اتفاقی می افتد؟
به نمودار قرمز رنگ که مربوط به زمان سیکل تولید است نگاه کنید و ببینید که در حالیکه توان عملیاتی با این مقدار ثابت می ماند، زمان سیکل تولید به طرز چشمگیری زیاد می شود که حداقل اثر آن انحراف از تولید، آسیب خدمات به مشتری (افزایش زمان سیکل یعنی انتظار مشتری برای دریافت محصول) و مشکلات دیگری است که در بالا به آن اشاره کردیم.
درست است که دنبال پیدا کردن ظرفیت و زمان تولید محصولاتمان هستیم اما مقدار موجودی به عنوان متغیر مستقل، یک پارامتر کنترلی برای تعیین ظرفیت و زمان سیکل تولید محسوب می شود. جادوی استفاده از سیستم های تولید کششی برای همین است که با کنترل موجودی (WIP) در واقع ظرفیت و زمان سیکل هم تنظیم می شود. درک این نکته مهم است که میزان موجودی مواد و محصولات، یک پارامتر طراحی برای تعیین عملکرد تولید است.
برگردیم به مثال قبلی که یک محصول با چهار ایستگاه کاری داشتیم و هر کدام به 2 ساعت زمان پردازش نیاز داشت. در شکل 4 از ضریب ثابت 1 استفاده کردیم. حال فرض کنید که واحد برنامه ریزی میداند (تجربی یا بر اساس محاسبات زمانسنجی) که توقف های خط تولید زیاد است و به عبارت فنی تر واریانس زمان سیکل تولید زیاد است و بخواهد از ضریب ثابت 2 استفاده کند نتیجه در شکل 6 نشان داده شده است.
شکل 6- نمودار خروجی نرم افزار با ضریب ثابت برابر 2
همانطور که ملاحظه می گردد برای رسیدن به توان عملیاتی مشابه با شکل 4 باید محصول بیشتری تولید کنیم اینجا اگر تا حدود 31 واحد محصول تولید کنیم تازه به توان عملیاتی قبلی رسیده ایم. نوسانات و تغییراتی که باعث توقف خط تولید هستند در واقع باعث کاهش ظرفیت تولید شما می شود.
حالا تصور کنید که در این شرکت تولید پروژه بهبود مستمر برای خط تولید تعریف و با موفقیت اجرا گردد به این معنا که با انجام تمهیداتی از میزان ضایعات، دوباره کاری، خرابی تصادفی ماشین آلات، مشکلات کیفی و .. به طور محسوسی کاسته شده و اکنون خط تولید همواری داریم. در اینجا واحد برنامه ریزی می تواند از ضریب ثابت کمتر از یک (0/5) استفاده کند. نتیجه در شکل 7 آمده است.
شکل 7- نمودار خروجی نرم افزار با ضریب ثابت برابر 0/5
به تأثیر این ضریب نگاه کنید. در اینجا میزان تولید برای رسیدن به توان عملیاتی در حالت قبل کمتر از 12 و به طور دقیق 8 واحد از محصول است دلیل آن هم این است که محصول سریع از خط تولید خارج می شود یعنی انگار ظرفیت خط تولید خود را افزایش داده اید. بنابراین قبل از اینکه سراغ راه های پر خرج افزایش ظرفیت بروید می توانید پروژه های هدفمند را در زمینه کاهش نوسانات و تغییرات تولید (دوباره کاری، ضایعات، خرابی ماشین آلات و..) تعریف و اثر آن را بر ظرفیت تولید ببینید.
مفهوم رفتار طبیعی یک سیستم تولیدی همین است و می توانید نتایج به دست آمده را با خط تولید شرکت خود مقایسه نمایید. راز موفقیت شرکت های ژاپنی به ویژه تویوتا در ابتدا و شرکت های بزرگ بعدی در این نکته نهفته است. مدیران تویوتا در دهه 40 میلادی در اوج همه گیری مفهوم اقتصاد مقیاس، متوجه این نکته شده بودند که تولید به اندازه چه منافعی دارد و بر اساس همین رویکرد یکی از انواع ضایعات (مودا) را تولید زیاد عنوان کرده و برای بیش از 30 سال جهت ایجاد یک خط تولید هموار با خروجی ثابت زحمت کشیدند.












دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.